![]()
" http://[myblog]"="" target="_blank" title="[blogtitle]" size="18" name="1" class="mailbox" />
» آمار بازدید ها :
سایت های مرتبط با ما
1/12/2008 - 1/20/2008 12/13/2007 - 12/21/2007 11/26/2007 - 12/12/2007 11/29/2007 - 12/5/2007 11/22/2007 - 11/28/2007 11/13/2007 - 11/21/2007 10/27/2007 - 11/12/2007 10/30/2007 - 11/5/2007 5/26/2006 - 6/11/2006 4/28/2006 - 5/4/2006 4/21/2006 - 4/27/2006 3/13/2006 - 3/20/2006 2/27/2006 - 3/5/2006 2/20/2006 - 2/26/2006 2/11/2006 - 2/19/2006 1/21/2006 - 1/27/2006 12/26/2005 - 1/11/2006 12/13/2005 - 12/21/2005 11/26/2005 - 12/12/2005 11/29/2005 - 12/5/2005 11/13/2005 - 11/21/2005 10/27/2005 - 11/12/2005 10/30/2005 - 11/5/2005 10/23/2005 - 10/29/2005 10/14/2005 - 10/22/2005 9/27/2005 - 10/13/2005 9/30/2005 - 10/6/2005 9/23/2005 - 9/29/2005 9/13/2005 - 9/22/2005 8/30/2005 - 9/5/2005 8/13/2005 - 8/22/2005 7/27/2005 - 8/12/2005
پیوندهای وبلاگ
احمد آذرسا
لینک 1 ویلاگ
لینک 2 وبلاگ
لینک 3 وبلاگ
لینک 4 وبلاگ
Neo-2-Remember
محسن چاوشی
سایت باهال
کافینت باربد
کافینت آکانت
irhut.com
black cats
arash
assef
afshin
shakila
arian
andy
siavash.Sahneh
Shohreh
asheghrozita.blogfa
Hadise Eshgh
RoOZe RaFteH
اسماعیل میهن
JAVA.MOHAMAD
::. LORD WEB .::
قالب وبلاگ
اطلاعیه
های سایت :پیغام مدیر وبلاگ
به تركه ميگن: با «آجر» جمله بساز، ميگه با آجر كه جمله نميسازن، ديوار ميسازن! ![]()
به تركه ميگن: با «ابريشم» جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه! ![]()
به تركه ميگن: با «اختاپوس» جمله بساز. ميگه: اوخ، تا پوستم نسوخته برم تو سايه!
به تركه ميگن: با «بنزين» جمله بساز. ميگه: خوش به حال شماها كه سوار بنزين!
به تركه ميگن: با «تلاش» جمله بساز، ميگه: مادرم رفت بازار طلاشو فروخت!
به تركه ميگن: با «توكيو» جمله بساز، ميگه: من خديجه رو دوست دارم توكيو؟!
به تركه ميگن: با «جام جم» جمله بساز. ميگه: صبح كه از خواب پاميشم جامو جم ميكنم!
به تركه ميگن: با «حميد و فريد» جمله بساز. ميگه: شما با هميد؟ چند نفريد؟
به تركه ميگن: با «خرچنگ» جمله بساز، ميگه: كره خر چنگ نزن!
به تركه ميگن: با «رادار» جمله بساز ميگه: از اينجا به خونه ما راداره!!
به تركه ميگن: با «زنبور و خر و گاو» جمله بساز، ميگه: زنبور خره، گاو منه!
به تركه ميگن: با «ستيز» جمله بساز، ميگه: موبايل سِت ايز آف (mobile set is off)!!!
به تركه ميگن: با «سيدي» جمله بساز، ميگه: چُسيدي!
به تركه ميگن: با «سينا» جمله بساز. ميگه: با عباساينا رفتيم بيرون!
به تركه ميگن: با «شمشير» جمله بساز، ميگه: فدات شم شير ميخوري؟!
به تركه ميگن: با «شيشه» جمله بساز، ميگه: ساعت يك ربع به شيشه!
به تركه ميگن: با «صداقت» جمله بساز، ميگه: داشتم با تلفن صحبت ميكردم صدا قطع شد!
به تركه ميگن: با «عدس» جمله بساز، ميگه: اگه امشب نياي اَدست دلخور ميشم!
به تركه ميگن: با «علي» جمله بساز. ميگه: صندلي
به تركه ميگن: با «قيمت» يك جمله بساز، گفت: مامان بدو تو آشپزخونه كه خورشت قيمت سوخت.
به تركه ميگن: با «كار و كوشش» جمله بساز، ميگه: شلوار كار من كوشش ؟!
به تركه ميگن: با «كشاورز» جمله بساز، ميگه: كس كشا ورزش كنيد!
به تركه ميگن: با «كشور» جمله بساز، ميگه: با كش ور رفتم خورد به چشمم!
به تركه ميگن: با «كيشميش» يك جمله بساز، گفت: من پسر عموش ميشم، تو كيشميشي؟
به تركه ميگن: با «گوهر» يك جمله بساز، گفت: توي گو، هر موقع به من ميرسي ميگي يه جمله بساز.
به تركه ميگن: با «لوبيا» جمله بساز، ميگه: كوچولوبيا!
به تركه ميگن: با «ماشين» جمله بساز. ميگه: چقدر خوبه كه شما بياييد همسايه ماشين!
به تركه ميگن: با «مايلي كهن» جمله بساز، ميگه: مايلي كهنتو عوض كنم؟!
به تركه ميگن: با «مترو» جمله بساز. ميگه: اصلا سوالتون غلطه! شما بايد بگين مترو ببر، مترو بيار، مترو بكش ولي متروچيه نداريم!
به تركه ميگن: با «محمد دوعايه» (دروازه بان تيم فوتبال عربستان) يك جمله بساز، گفت: من يك آيه از قرآن حفظ كردم، محمد دوآيه
به تركه ميگن: با «ممه» جمله بساز. ميگه: گرممه
به تركه ميگن: با «مناجات» يك جمله بساز، گفت: مونا جات رو بنداز بخواب.
به تركه ميگن: با «مينا و تينا» جمله بساز. ميگه: مامانم اينا با باباتينا رفتن شمال!
به تركه ميگن: با «مينا» جمله بساز. ميگه: با قاسماينا رفتيم بيرون!
به تركه ميگن: با «نجيب» جمله بساز. ميگه: يه شلوار خريدم نه جيب جلو داره نه جيب عقب!
به تركه ميگن: با «نخ سوزن» جمله بساز، ميگه: اين بچههاي تيم ملي واقعا زحمت ميكشند، نخسوزن علي دايي!
به تركه ميگن: با «نمونه» يك جمله بساز، گفت: اين كه مي بينين سرمونه، اين پاهامونه ، اينم كونمونه.
به تركه ميگن: با «هندونه» جمله بساز. ميگه: هند اونه كه بغل پاكستانه!
به عربه ميگن: با «ماهيچه» جمله بساز، ميگه: ولك كیر خر درمقابل كیر ِما هيچه!
به تركه ميگن با اش چمله بساز ميگه محمدي اش صلوات
به ترکه ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس گرفتیم!!!
به ترکه ميگن با لجن جمله بساز ميگه همه تو ايران با ما لجن!!!
به يکي ميگن با کشور جمله بساز ميگه بچه با کش ور نرو!!!
به تركه مي گن با ماست جمله بساز مي گه بربري در انتظار ماست!
به تر كه مي گن يه جمله بساز كه توش ؛مرده: باشه مي گه آمبولانس
به تركه ميگن با بقيه جمله بساز ميگه من ديشب پيتزا خوردم بهش مي گن بقيش كو ؟ مي گه تو يخچال
به تركه ميگن: با «دوچرخه» جمله بساز. ميگه: بابا خسته شدم از بس كه جمله ساختم!
به تركه ميگن: با «ایده» جمله بساز. میگه : این جمله سازی هم مارو گاییده
1- به يه لاكپشته ميگن چرا نماز نمي خوني؟ ميگه اخه لاك دارم.
2-يه روز يه جوجه تيغي يه كيوي ميبينه ميگه بچه ها داداشمه از سربازي اومده ها
3-ميخه ميره عروسي اونقدر قر ميده ميشه پيچ
4-تركه زن اسراييلي ميگيره , شب اول رو تشك حاضر نميشه
5-ترك ميره قهوه خونه ميگه يك فنجان قهوه چنده.مرده ميگه 500 تركه ميگه شكرش چنده و مرده ميگه مجاني و تركه ميگه پس 2 كيلو شكر بده
6-يك روز يه لره ميره پيتزا فروشي و ميكه:
اقا يه پيتزا بدين ولي لطفا اونو 16 قسمت كنيد . فروشنده ميگه چرا؟
لره ميگه : آخه اوندفعه كه هشت قسمت كرديد , سير نشدم !!!!
7-يك جانبازمرد60%با يك جانباززن 40%ازدواج ميكنن بچشون شهيدميشه.
8-يك روز يه مار با يه جوجه تيغي ازدواج مي كنه بچشون سيم خاردار به دنيا مياد
9-يك ترك از زندان بيرون مياد. دوستانش از وضعيت در زندان ازش سوال ميكنند وضعيت زندان چتور بوده ميگويد اي بابا توي زندان شكنجه هاي روحي رجسمي ميدادند دوستش سوال ميكنندجسمي چي بوده ميگويد با شلاق مارا ميزدند پس روحي چيه ميگويد نون بربري اون بالا اويزون ميكردنند.
10-يه مرده رفت تونس يكي ديگه رفت نتونس
11- ترکه بچش کور به دنيا مياد ، اسمش رو ميذاره حيدر مريم زاده . ![]()
![]()
12- پسرها تو بچگی عاشق مردهای غول پيکرند و دخترها عاشق عروسک ، اما نميدونم چرا وقتی بزرگ ميشن دخترا عاشق مردهای غول پيکر ميشن و پسرا عاشق عروسک .
13- رشتيه اکس ميخوره شب ميره خونه ميبينه هيچکس با زنش نيست ميگه اووو چه توهمی .
14- ترکه جونش به لبش ميرسه ، تف ميکنه ميميره .
15- تو جهنم به بمب ميندازن بعد ۱۰ تا ترک شهيد ميشن ميرن بهشت .
16- يه روز صبح اصفهانيه و زنش از خواب بيدار ميشن . اصفهانيه به زنش ميگه تا تو واسه صبحونه تخم مرغ درست کنی من ميرم پشت بوم آنتن رو درست کنم . خلاصه داشت با آنتن ورميرفته که پاش سر ميخوره ميفته پايين . توی راه وقتی داشته ميفتاده پايين دم پنجره آشپزخونه که ميرسه داد ميزنه : يکی بپز يکی بپز .
17- چه جوری يه ترک رو شناسايی کنيم ؟؟؟ ۱- اگه ديدی يه بابايی کاپشنش رو کرده زير شلوارش . شلوترش رو هم تا دم دهنش کشيده بالا بدون ....... ۲- اگه ديدی يه بابايی ساعت ۸ شب ۴۰ تا نون بربری زير بغلشه بدون ....... ۳- اگه ديدی يکی تو کافی نت داره با ياهو هلپر چت ميکنه بدون يارو ....... ۴- اگه ديدی طرف تو اتوبان ترمز دستی گشيده بدون ........ ۵- اگه ديدی طرف RD داره پشتش نوشته GLX بدون ........ ۵- اگه ديدی طرف سيگارش رو ميندازه زير پای چپش بعد با پای راستش خاموشش ميکنه بدون ........ ۶- اگه ديدی کسی تا آخر اين نوشته رو ميخونه بدون طرف ترکه !!!
18- ترکه تو تاکسی جو ميگيرتش کرايه راننده رو هم حساب ميکنه .
19- آخرين فتوای مراجع قم صادر شد : احتياط واجب اين است که مسافر در قزوين نماز را بدون رکوع و سجده به جا آورد !!!
20- قزوينيه داشته دنبال يه توپ ميرفته بهش ميگن چرا دنبال توپ ميری . ميگه آخه دنبال هر توپی يه بچه ای هست .
21- ترکه ميره سنگ حجرالاسود رو بوس کنه سرش اون تو گير ميکنه ميگه خدايا منو ببخش غلط کردم ، منو نخور!!!
22-يه اصفهانيه خونشون آتيش ميگيره به آتش نشانی SMS ميفرسته .
23-ترکه میره با پژو 206 مسافرکشی 4 نفر رو سوار میکنه بعدش خیلی تند میره . اولی میگه آقا خیلی داری تند میری . ترکه میگه تا حالا 206 داشتی ؟ طرف میگه نه . ترکه میگه : پس خفه شو . همین طور سرعت رو میبره بالا و تا نفر سوم همین جواب رو میده . چهارمین نفر میگه آقا خیلی تند میری . میگه تا حالا 206 داشتی . میگه : آره . ترکه میگه : پس تورو خدا بگو ترمزش کدومه .
24-یه انگشتر میره قزوین النگو بر میگرده .
25-به گوسفنده میگن به چه سبکی دستشویی میکنی . میگه : به سبک گروه آریان . ( دونه دونه ........دونه دونه)
26-به پدر حسین فهمیده میگن نظرت درباره پسرت چیه ؟ میگه : ولش کنید عوضی رو هنوز دارم قسط تانک رو میدم .
27-پیرزنه تاکسی میگیره میگه : تاکسی نماز جمعه. راننده میگه حاج خانم امروز که شنبه ست . پیرزنه میگه وای دیدی دیشب حاجی گولم زد.
28-قزوینیه کونشو میخارونه کیرش بلند میشه میگه بخواب بابا خودیه
29-رشتیه زنشو تو فیلم سوپر میبینه بهش میگه شانس آوردی فیلم بود.
30-دوست مثل شورته باهاش راحتی ، دوست خوب مثل کاندومه از خطر نجاتت میده ، دوست خیلی خوب مثل ویاگراست قبل از زمین خوردن بلندت میکنه.
31-رشتیه میره خونه برق رو روشن میکنه میبینه یکی رو زنش خوابیده . برق رو خاموش میکنه میگه جواب ابلهان خاموشی است.
32-سکس برای پیرمردها مثل این میمونه که با طناب بیلیارد بازی کنی.
33-شعار روز جهانی ایدز:
اگر داری تو عقل و دانش وهوش بخر کاندوم بکش روش و بکن توش
34-فرق بین ترس ، استرس و وحشت: وقتی میترسی که دوست دخترت حامله است ، وقتی استرس داری که زنت حامله است، وقتی وحشت میکنی که هر دوشون حامله ان
35-ترکه زنش میگه خانم جان پنج شنبه به پنج شنبه دیره، بیا دوشنبه به دوشنبه بکنیم.
36-رشتیه مردونگی نداشته زنشو بیست سال با خیار میکرده . بعد بیست سال زنش میفهمه میگه خجالت نمیکشی؟ مرد میگه خودت خجالت بکش تاحالا با خیار 4 شکم زاییدی.
37-کیلومتر 2 جاده رشت: از غیرت خود بکاهید.
38-گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن
39-يه بار يه بچه از باباش ميپرسه : بابائی وقتی شما با مامانی ميرفتين ماه عسل من هم بودم ، بابائه ميگه آره عزيزم تو هم بودی ... رفتنی پيش من بودی ، برگشتنی پيش مامانت
40- یه کرمه میره تو شورت یه پهلوون میگه : رخصت
41-به تركه ميگن با غم جمله بساز.ميگه من الاغم
200-ميدونيد تفاوت بيمارستان ارتش با زايشگاه چيه؟!
تو بيمارستان ارتش تير خورده ها رو مي برن اما زايشگاه كير خورده ها رو!!
201-شباهت زن و گوسفند هم اينه كه همه جاشونو غير از پشماشون ميشه خورد!
202-رشتيه داشته زنشو ميزده، به جرم تخريب اموال عمومي دستگيرش ميکنن!
203-يه بچه با مامان بزرگش به حموم ميره. تو حموم مامان بزرگه شورتشو که درمياره، بچه ميگه: مامان بزرگ، اين پشمالوهه که لاپاته چيه؟
مامان بزرگه ميگه: خشگله من، اين گربه است!
بچه ميگه: پس چرا اين گربه ات مثل گربه ماماني چاق نيست؟
مامان بزرگه ميگه: آخه گربه مامانت هر شب دو کيلو گوشت مي خوره، اما گربه من يه بادمجون خشک و خالي هم گيرش نمياد!!
204-آنچه جوانها از سکس ميخواهند
۱- خوردن لب درشت
۲- گرفتن سينه با مشت
۳- ماليدن كس با انگشت
۴- كردن كس از پشت!
205-چهار روز اول دوستي: دوسم داشته باش ولي بهم دست نزن.
چهار روز دوم دوستي: دست بهم بزن ولي بوسم نکن.
چهار روز سوم دوستي: بوسم کن اما منو نکن.
چهار روز چهارم دوستي: منو بکن اما فراموشم نکن!!
206-زني که در حمام بزرگ رشت واجبي (موبر) خانوما مي داد، فوت ميگنه.
مرداي رشت در مراسم تشيع جنازه اين زن واجبين ده، شعار ميدن:
خدا رحمت کند فخرالنسا را
شب هاي جمعه برق مينداخت کس ها را
207-يه روز ترکه به منزل مياد و خانم رو ناراحت مي بينه.ازش مي پرسه: خوشگل من، چرا ناراحتي؟
جواب مي ده: چرا خدا به تو اين معامله كلفتو داده و ميون پاهاي من چيزي نذاشته؟
طرف ميگه: عزيزم، اين ماله توئه. خرحماليش مال منه!
208-به يه آقايي ميگن: تا حالا ماشين هول دادي؟
ميگه: نه، ولي يه بار هول شدم تو ماشين دادم!
209-به يه ترک منافق ميگن نظرت درباره ختنه کردن آقاپسرا چيه؟
ميگه: الده نمي دونم! فقط مي دونم که بزرگترين کلاه برداري عالمه!
210-شما دختران را نصيحت مي کنم به ۲ چيز دل نبنديد:يکي پرده بکارتتان و ديگري مهريه تان. که اولي به کير راستي بند است و ديگري به تخم چپي!
211- ترکه ميره مغازه ،يه يارو مياد ميگه: آقا نوار بهداشتي دارين؟ تركه ميگه: بله كه داريم، بفرمايين اين نوار بهداشتي، اينم يه چمن زن! يارو ميگه: بابا اين ديگه براي چيه؟! تركه ميگه: بابا جان تو كه شب جمعت ريده شده! بيا حداقل چمناي خونت رو بزن!!!
212- شيره و خره قرار ميگذارن همديگه رو بكنن، اول شيره ميكنه، وسط كار به خره ميگه: برگرد يه لب بده بينم. خره برمي گرده يه لب ميده. بعد نوبت خره ميشه، شروع ميكنه به كردن وسط كار ميگه: هوي شيره برگرد يه لب بده بينم. شيره هم با ناله ميگه: آاي كسعمت! اگه بتونم برگردم كه خوارتو ميگام!!!
213- تركه كيرش مي خوابه، تخماش رو ميدزدن!!!
214- قزوينيه ميره پرورشگاه يك بچه رو به فرزندي قبول كنه، مسؤول اونجا ازش ميپرسه: بالامجان، ميكني يا ميبري؟!!!
900-بچه عربه ميگه بابا ميشه با کيرت بازي کنم بابا ميگه اره به شرطي که زياد دورنشي
901-به خره ميگن چرا هميشه سرتو پاين انداختي ميگه مگه اين تركا واسه ادم ابرو مي زارن
903-يه پيرزن ميره ازمايشگاه ازمايش ميده وقتي واسه جواب مياد ميگن مادر جون حامله اي
ميگه:می بينی پسرم اين روزا به بادمجون هم نميشه اعتماد كرد
904-به قزوینی میگن ارزوت چیه میگه که امپول زن بشم
905عربه از یه سفر طولانی بر میگرده خلاصه خیلی تو کفه میبینه پسرش خونست میگه پسرم نمیری بیرون میگه حوصله ندارم میگه بیا این پول برو بیرون واسه خودت یه چیزی بخر میگه چیزی رو دوست ندارم.....عربه عصبانی میشه میگه پس تو بیا مادرت بکن من میرم بیرون
906رشتیه میگه یکی رو زنم دیدم قمه رو برداشتم هردوتاشون نفله کنم که یهو لیز خوردم اخ هرسه تامون خندیدیم
907-در را باز کرد منرا روی تخت انداخت خودش هم روی تخت پريد منرا دو دستی چسبيد با تمام وجودش شيره ی جانم را مکيد و نوشيد بعد منرا به گوشه ای انداخت من هم شکستم. و اين بود سرگذشته يک شيشه نوشابه.
909-تركه تو جهنم بوده ...
يه روز ميره دم در بهشت در ميزنه ميگه ... ببخشيد يخ داريد ؟
ميگن داريم ولي نميديم ...
ميگه باشه اشكال نداره اما فردا نيايد بگيد آب جوش بديد ها ... !!!
910اون چيه که مي کنن تو دهن؟ تکونش مي دن، آخرش هم ازش کف سفيد مي آد بيرون ؟
فکر کردي مسواکه؟! نه همون کیره!
912-مرده اصرار مي کنه به زنش که بايد بخوريش،
زن در حال خوردن، شروع مي کنه گله که ... اي خدا ما زنا چه بد بختيم
.ما بيچاره ايم .. ما .. که مرده مي گه: گفتم بخوريش نه ميکروفونش کني با خدا حرف بزني !!
گه گفتين اون چيه که سيخش مي کنن و سرشو خيس مي کنن و مي کننش تو سوراخ؟
...... ...... ...... ...... ..... .... .. .. .. .. .. . . . . . . . . . . . افکارتون خيلي خرابه
جواب: نخ و سوزن![]()
![]()
911-يه زنه از يه ملا هه مي پرسه؟ حا ج آقا ما چي کار کنيم که وقتي بادمجون مي خوريم، لبمون باد نکنه؟ حاج آقا هه مي گه: اشکالي نداره، ما آقايون هم وقتي لب مي خوريم، بادمجونمون باد مي کنه
912-يه يارو يه دختر بلند ميكنه تو خيابون
بعد بسيجيا ميگيرنش
بسيجيه بر ميگرده به دختره ميگه "خواهر بفرماييد تو ماشين"
يارو برميگرده به بسيجيه ميگه، اهه؟؟؟ خواهرته؟؟؟ جندس؟؟؟؟
913-بوش و بلر و خاتمي ميميرند ميروند جهنم..بعد از يه مدت دلشون براي كشورشون تنگ ميشود ميروند به شيطان ميگن بذار به كشورمون زنگ بزنيم.شيطان ميگه باشه ولي گرونه ها
بوش ۵ دقيقه حرف ميزند..شيطان ميگه ۱۰۰ ميليون دلار..بلر ۵ دقيقه حرف ميزنه شيطان مبگه ۱ ميليون پوند..خاتمي ميره ۲ ساعت حرف ميزنه..شيطان ميگه مجاني بود..خاتمي ميگه چرا؟
شيطان ميگه از جهنم به جهنم زنگ زدن تلفن داخلي است
914-به یک آخونده میگن، شما از خودت کون گشاد تر دیدی تاحالا؟ میگه آره، اونهایی که به من میگن التماس دعا حاج آقا!
915-یه بسیجیه میره داروخانه میگه ببخشید آقا شربت شهادت دارید؟ دارو فروش میگه نه ولی شیاف ولایت داریم میخوای؟
916-واحد ریش میدونید چیه؟
واحد ریش ان هست. چون خامنه ای ریشهاش انبوه است، ریشهای رفسنجانی اندک است، و ریش خاتمی اندازه است.
917-كلاغه ميشينه رو سر آخونده ميگه اااااااااااااااااااا سند باد جونم! چقد بزرگ شدي.
918-در خونه ملا نصر الدین رو دزد میبره، ملا میره در مسجد رو میدزده، مردم میگویند احمق چرا در مسجد رو دزدیدی؟ جواب میده! فقط خدا میدونه در خونه من رو کی دزدیده، بیاد دزد رو تحویل بده در خونش رو تحویل بگیره!
919-یه بنده خدایی هیئت میزنه روز عاشورا روی در هیئت مینویسه به علت شهادت امام حسین هیئت تعطیل است.
920-به یه آقایی میگن سه تا اسم بگو آخرش الله باشه، میگه روح الله، عین الله، سیندرالله
921-یه آقایی نماز قضا زیاد داشته، زیر سجاده اش کاربن میگذاره.
922-یه بسیجی میخواست عروسک بخره به صاحب مغازه میگه ببخشید آقا قیمت این خواهرمون چنده؟![]()
84- عربه شرت خارجي ميپوشه، از پشت احساس غربت ميكنه!!
85- يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد!!!
86- دو تا كرم آباداني تو روده يك بدبختي زندگي مي كردن، يك روز يكيشون بيدار ميشه، ميبينه دومي با كت شلوار و كروات و عينك آفتابي و كيف سامسونت داره آخر روده قدم ميرنه. .ازش ميپرسه: تيپ زدي، با كسي قرار داري؟! دومي ميگه: نه ولك, با گوز بعدي پرواز دارم!!!
87- جاهله با رشتيه دعواش ميشه، جاهله گردن رشتيه رو ميگيره، رشتيه ميگه: اووو! اول خايه ها رو ول كن!!!
88- آبادانيه داشته لب دريا راه ميرفته، يه بسيجيه مياد بهش گير ميده كه: تو چرا آستين كوتاه پوشيدي؟! آبادانيه ميگه: ولك تو به روح اعتقاد داري؟! بسيجيه ميگه: چرا مزخرف ميگي مردك؟! من دارم ميگم تو چرا لباس آستين كوتاه پوشيدي؟ آبادانيه ميگه: ولك خوب بگو به روح اعتقاد داري؟ بسيجيه ميگه: منو شاكي نكن! دارم بهت ميگم چرا آستين كوتا پوشيدي؟ باز آبادانيه ميگه: خوب ولك سوال سختي كه نيست، تو به روح اعتقاد داري يا نه؟ بسيجيه شاكي ميشه، ميگه: دارم، منظور؟ آبادانيه ميگه:خوب كيرم تو روحت! هوا گرم ديگه!!!
89- از عربه نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه!!!
90- تركه سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم!!!
91- تركه و رشتيه ميخواستن يك حالي باهم بكنند، اول رشتيه مشغول ميشه. تركه هم حس رفاقاتش گل ميكنه، با خودش ميگه: بگذار يك حالي بهش بدم. شروع ميكنه بلند بلند داد زدن كه: آره...بكن عزيزم... فشار بده... محكمتر... جرم بده..خورده شيشه بريز.. پارم كن!! يهو رشتيه ميشكه بيرون، شروع ميكنه دويدن! تركه ميپرسه: كجا ميري؟! رشتيه ميگه: تو با كون خودت اين ريختي تا ميكني، با كون من ميخواي چيكار كني؟!!
92- تو رشت زلزله مياد، رشتيه دوازده روز ميگرده تا زنشو پيدا كنه! ...آخه نميدونسته زير كدوم آوارو بايد بگرده!!!
93- رشتيه به زنش مشكوك بوده، يك بار بايد ميرفته مسافرت، زير تخت خانم يك سطل ماست ميگذاره و يك گوشكوب هم ميبنده به زير تخت، تا اگه بيشتر از يك نفر رو تخت خوابيدن گوشت كوبه بياد پايين وماستي شه. خلاصه ميره سفر و چهار روز بعد برميگرده ميبينه ماسته دوغ شده!!!
94- يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن، قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه، يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه: بابا عجب بدبختيه ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!!!
95- رشتيه براي بار اول تو زندگيش اتوبوس دو طبقه ميبينه، ميره جلو از رانندش ميپرسه: آقاجان، اين اتوبوس كجا ميره؟ شوفره ميگه: انقلاب. رشتيه يكم مكث ميكنه، ميپرسه: ببخشيد، طبقة دومش كجا ميره؟! شوفره فكر ميكنه طرف سر كارش گذاشته، برميگرده ميگه: ميره به كس ننة تو! رشتيه با تعجب ميگه: اووو! يعني شركت واحد به اونجا هم خط گذاشته؟!!
96- تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانهست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!!!
97- سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهمترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيسجمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه روبايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من نمايندة مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من سرباز صفره... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!!!
98- زين پس به جاي واژة غريب نامانوس "ساك زدن"، بگوييد: جقلبي!!!
99- يه بچه تخسه از مامانش ميپرسه: مامان جون، اين ممد طبقه پاييني از كجا اومده؟ مامانه ميگه:
روز بابا-مامانش يه كدو خريده بودن، وقتي بريدنش ممد از توش دراومد. بچهه باز ميپرسه: پس اين عباس طبقه بالايي از كجا اومده؟ مامانش ميگه: اونم مامانش يه كلم خريده بود، وقتي وازش كرد، عباس توش بود. بچهه يه سري تكون ميده، ميگه: عجب! پس فقط تو طبقة ما بكنبكنه!!!
100- تركه ميره ديسكو، همة پولاشو شاباش ميده!!
52- از تركه ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا!! ملت كف ش كردن!! ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3ميكنن،
53- تركه خانوم بلند ميكنه، ميبره مهديه، شروع ميكنه به كار خير!! سر سيم ثانيه مامورا ميريزن، خِرِشو ميگيرن، ميگن: مرتيكة بي همه چيز! اين چه گهيه داري اينجا ميخوري؟! تركه شاكي ميشه، ميگه: ايلده مگه خودتون صبح تا شب تو تلوزيون نميگيد: مكان، مهديه تهران؟!!!
54- ترکه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت صحنه بهش ميرسونن که: جواب برج ايفله، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. ترکه ميگه: ...ها! پس حتماٌ برج ايفله!!!
55- پسر دهاتيه تازه اومده بوده تهران، همون روز اول تو وليعصر چشمش ميافته به يكي ازين شاهكساي ناب تهران با هفت قلم آرايش (ازون تريپايي كه موقع راه رفتن ماتحت مبارك ميدون آزادي رو دور ميزنه!!) خلاصه پسره مياد جلو، خيلي مودب ميگه: ببخشيد... جسارتاٌ عرضي داشتم. دختره ميگه: بفرماييد. پسره آب دهنشو قورت ميده، ميپرسه: ببخشيد، اين دوست دختر كه ميگن شماييد؟!!
56- از تركه ميرسن: اسمت چيه؟ ميگه: حمزه، ولي منو تو خونه شيش کوچولو صدا ميكنن!!
57- از قزوينيه ميپرسن: از كدوم بازيكن فوتبال خوشت مياد؟ ميگه: اليور كان!!!
60- رشتيه به زنش ميگه: خانم جان، يك قرص وياگرا بده، امشب يك حال اساسي بكنيم! زنش ميگه: اووو! فقط دو تا قرص مونده، اونم مال مهموناست!!!
61- تركه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟! تركه هول ميشه، ميگه: ايلده شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم!!!
62- ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!!!
63- ملكة انگليس داشته از يه بيمارستان بازديد ميكرده، وارد يك اتاق ميشن، ميبينن مريضه داره رو تخت جلق ميزنه! ملكه جا ميخوره از رئيس بيمارستان ميپرسه : اوه! آقا خواهش ميکنم بفرماييد اين چه وضعيتي است؟ رئيس بيمارستان جواب ميده: چيزه! بله! ببخشيد! يادم اومد. اين مريض ميزان ترشح اسپرمش خيلي زياده، اگر روزي يه بار تخليه نكنه حالش وخيم ميشه! ملكه ميگه : عجب! حالا فهميدم! خلاصه ازونجا رد ميشن، تو بخش بعدي وارد يك اتاق ميشن، ميبينن يك پرستاره داره براي يه مريض ساك ميزنه! ايندفعه قبل ازين كه ملكه سئوال كنه، دكتره ميگه : اين مريض هم همون مشكل رو داره، ولي اين بخش خدمات بهتري ارائه ميده!!!
65- ميخواستن بن لادن رو شكنجه بدن، از ملت نظر خواهي ميكردن كه چيكارش كنند. نظر تركه رو ميپرسن، ميگه: ايلده سر يك ميله رو داغ كنيد، خوب كه سرخ شد، از طرف سردش بكنيد تو كونش!! ملت كف ميكنن، ميپرسن: حالا چرا از طرف سردش؟! تركه ميگه: تا هركي خواست درش بياره، دستش بسوزه!!!
71- تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم!!!
73- تركه و لره با هم ميرن شكار، منتها فقط لره تفنگ داشته. خلاصه وسطاي جنگل بودن كه يهو يك شير هيكلي ميگذاره دنبال تركه! خلاصه اون بدبخت هم جفت ميكنه، شروع ميكنه با آخرين سرعت دويدن، و درضمن سر لره داد ميزده كه: بكشش...بكشش! لره هم تفنگشو در مياره، نشونه ميگيره، بنگ! ميزنه يك تخم آقا شيره رو ناكت ميكنه! شيره شاكي ميشه، سريع تر ميگذاره دنيال تركه.... اون بدبخت هم باز در عين دويدن، داد ميزنه: بكشش...بكشش!! باز لره نشونه ميگيره، اينبار ميزنه اون يكي تخم آقا شيره رو ناكت ميكنه! شيره ديگه پاك شاكي ميشه، با چشماي خون گرفته ميگذاره دنبال تركه... اون بدبخت هم در عين اينكه داشته با همه وجود ميدويده، داد ميزنه...بابا بــكـــشــــش! بـــكـــشـــش!! لره دوباره نشونه ميگره، ...بنگ! اينبار كير اقا شيره كنده ميشه! تركه شاكي ميشه، داد ميزنه: بابا اين ميخواد منو بخوره، نميخواد كه بكنه!!!
74- قزوينيه يك تريپ بچه خوشگل بلند ميكنه، ميبره خونه. خلاصه واسه اينكه مخ بچه رو بزنه، ميره آلبوم خانوادگيشون رو مياره، شروع ميكنن با هم تمشا كردن و درضمن قزوينيه واسه پسره تعريف ميكرده كه: بالام جان، اينو كه ميبيني، پسر خالمه... من كردمش، مهندس شد! اين يكي رو كه ميبيني، پسر داييمه، اينم من كردم، دكتر شد!! خلاصه همين طور يكي يكي ملت فاميل رو نشون پسره ميداده و ميگفته كه من كردمش و فلان كاره شد، يهو مادر قزوينيه از آشپزخونه داد ميزنه: بالام جان، اگه ميده بكن... اگه نميده هم بيخود فاميلو كوني نكن!!!
75- رشتيه با خانمش و يك باباي ديگه تو كوپة قطار بودن، شب ميخواستن بخوابن، رشتيه و زنش پايين ميخوابن، جناب غريبه هم ميره رو تخت بالا ميخوابه. خلاصه يك مدت ميگذره، يهو يارو ميگه: آقا خجالت بكش! تو كوپه قطار عمومي اين كارا قباحت داره! رشتيه، هول ميكنه، ميگه: والله ما كار بدي نميكرديم! دوباره يك مدت ميگذره، باز مرده ميگه: دِ آقا قباحت داره! من اين بالا خوابيدم، اين چه كاريه شما پايين ميكنيد؟! باز رشتيه شرمنده ميگه: والله ما كار خاصي نميكرديم، فقط خوابيده بوديم. خلاصه يك مدت ميگذره و يك بند مرده غر ميزده كه اقا اين چه كاريه ميكنيد و رشتيه هم هي قسم و آيه ميخورده كه كار بدي نميكنه. بالاخره رشتيه شاكي ميشه، ميگه: اصلاٌ تو بيا پايين بخواب، من ميرم بالا ميخوابم. مردك هم كه همينو ميخواسته، جنگي مياد پايين و بسم الله شروع ميكنه با زن رشتيه، حالا نكن، كي بكن!! رشتيه از تخت بالايي سر وصدا رو ميشنوه، با خودش ميگخ: بندة خدا راست ميگفت، ازين بالا ناجور به نظر مياد!!!
77- به قزوينيه ميگن: يك آهنگ بخون كه باهاش خيلي حال ميكني. قزوينيه ميزنه زير آواز: كبوتر بچه كرده، كاش بودي و ميديدي!!!
78- به ترك ميگن يه معما بگو، ميگه: اون چيه كه درازه، زرده، موزه؟!!
79- به عربه ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره ولك، همون كه هستش يك وجبه؟!!
80- يه عربه پاهاش پرانتزي بوده، بهش ميگن چرا اين جوريه؟ ميگه حتماً موضوع مهمي بِينشه !!!
25- تركه داشته جلو دو سه تا دختر افه ميومده، يهو تلنگش در ميره. واسه اينكه ضايع نشه، دستشو ميگذاره بغل دهنش، داد ميزنه: گـــــــوزيـــــــه... گوووووز!!
26- ميخواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين!!!
27- به رشتيه ميگن اعضاي خانوادتو نام ببر، ميگه: صاايران، امرسان، موبايل، آمريكا!! ميگن: مرتيكه اين كسشعرا چيه ميگي؟! رشتيه ميگه: آخه شما نميدوني؛ صاايران دختر كوچيكمه، هر روز بهتر از ديروز! امرسان دختر بزرگمه، زيبا جادار مطمئن! موبايل خانمه، كه هيچ وقت در دسترس نيست! آمريكا هم خودمم، كه هيچ غلطي نميتونم بكنم!!!
28- تركه عروسی ميكنه، هفتة بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر، ميگه: اقاي دكتر ما بچه دار نميشيم!! دكتره ميپرسه: چند وقته ازدواج كردين؟ تركه ميگه: يك هفتهست!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من، اين كُسه مايكرووِيو كه نيست!!!
30- از این پس به جاي واژه غريب و نامانوس كرست بگوييد: ممهدان!!!
31- دو تا تركه ميرن سوراخ لاية اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور!!!
32- قزوينيه يه بچه خشگل بلند كرده بوده، پاي معامله كه ميرسن قزوينه ميگه: ببين بالام جان، اگه بزاري توش بزارم 50 تومن بت ميدم اگر هم بزاري لاش بزارم 100 تومن بت ميدم. بچهه هم پيش خودش ميگه: عجب نرخ خوبيه! بزار يه لاپا بهش بديم 100 تومن كاسب بشيم. خلاصه تا وارد عمل ميشن قزوينيه امونش نميده و تا دسته ميكنه تو ماتحت بچه مردم! پسره هم بدبخت با هزار مكافات خودشو ميكشه بالا ميگه: خواركسده مگه قرار نبود لا پام بذاري؟! پس چرا كردي توش؟! قزوينيه ميگه: بالام جان به جون تو دست كردم تو جيبم ديدم 50 تومن بيشتر ندارم!!!
34- به تركه ميگن: كجا داري ميري؟ ميگه: دارم برميگردم!!
35- تركه با دوتا از رفقاش تو كافه نشسته بودن، هر سه تا هم دستتاً دمق! خلاصه شروع ميكنن به درد دل، اول يكي از رفيقاش ميگه: ديروز تو كيف دخترم يك بسته سيگار پيدا كردم، آااي حالم گرفته شد. تاحالا فكرشم نميكردم كه دخترم سيگاري باشه. اون يكي رفيقش ميگه: بابا اين كه چيزي نيست، من پريروز تو كيف دخترم يك بست حشيش پيدا كردم، ازون موقع تاحالا فقط ميخوام بميرم! عمري فكر نميكردم دخترم عملي باشه. تركه يك آه از ته دل ميكشه، ميگه: بابا اينا كه چيزي نيست. من ديروز تو كيف دخترم يك بسته كاپوت پيدا كردم. تا امروز فكرشم نميكردم كه دخترم كير داشته باشه!!!
36- تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، تركه يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!!!
37- يك بابايي دوتا كس بلوچ بلند ميكنه، ميبره خونه. اونجا بهشون ميگه: شما دوتا تو اين اتاق لخت شيد تا منم آماده شم. خلاصه خودش ميره تو اتاق بغلي، لباساشو در مياره و يك فروند كاندوم فرد اعلا هم ميكشه رو حضرت معامله و برميگرده تو اتاق. تا مياد تو، يكي از كسا برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ماه پري سيل كن چون نوكين كيري داره آنگه ش پلاستيك در نبوته!! (الترجمه الپارسي(!): ماهپري ببين چه كير نويي داره، هنوز از پلاستيك در نيومده!!!)
38- قزوينيا يك ماهواره ميفرستن فضا كه دنبال سوراخ لاية ازون بگرده!!!
39- يك بابايي ميخواسته زن بگيره، منتها طرف آخر ادعاي غيرت بوده و ميگفته: كسي كه بخواد زن من شه، بايد چشم و گوشش بسته باشه! روش تشخيص چشم و گوش بستگي حضرت آقا هم اين بوده، كه هرجا ميرفت خواستگاري، ايشون ميگفته من بايدتو خلوت با دخترتون صحبت كنم. توي خلوت هم ايشون معاملشو در مياورده و از دختر مردم ميپرسيده: اسم اين چيه؟ خوب البته تو اين دوره و زمونه هم كه بچة هشت ساله هم ميدونه اسم "اون" چيه، نتيجتاٌ هرجا ميرفته، دختره ميگفته: اين كــيـــره!! و طرف هم شاكي ميشده كه: نه! من اين دختر رو نميخوام! خلاصه يكي دوسال اين وضع خواستگاري ادامه داشته، تا يك بار ميره يك جا خواستگاري و وقتي نوبت به مراسم كيرشناسي ميرسه، دختره ميگه: اين شوشوله! مرده خيلي حال ميكنه ،با خودش ميگه: اين همونيه كه من ميخوام! دختر بايد اينجوري چشم و گوش بسته باشه. خلاصه ازدواج ميكنند و آخراي ماه عسلشون، يك شب مرده با خودش ميگه: الان ديگه وقتشه كه خانوم بدونه اسم "اين" چيه! خلاصه ميره پيش خانومش و جناب معامله رو ميكشه بيرون و ميگه: عزيزم يادته وقتي اومدم خواستگاريت، ازت پرسيدم اسم اين چيه، تو گفتي شوشول؟ دختره ميگه: آره عزيزم، يادمه. مرده ميگه: عزيزم اسم اصلي اين كيره نه شوشول! دختره هم ميگه: عزيزم، من خودم ميدونم كير چيه. ولي جلو كيرهايي كه من ديدم، اين همون شوشوله!!!
40- (اين هم به ياد دوران طلايي دبستان!)
دو تا چسه داشتن باهم بازي ميكردن، يك گوزه مياد بهشون ميگه: منم بازي ميدين؟ چسا ميگن: تُچ! گوزه ناراحت ميشه، ميگه: آخه چرا؟ چسا ميگن: آخه مامانمون گفته بي سر و صدا بازي كنيم!!
41- پسره شب خونشون خالي بوده، زنگ ميزنه دوستدخترش بياد. خلاصه دوتايي ميشينن و پسره ضمن لاس زدن با خانم، نمنمك عرق سگي هم مينداخته بالا. يكي دو ساعتي ميگذره و حاج آقا پاك مست ميكنه و آمپر حشر هم ميزنه بالا و يهو ميره واسه زير يخم حاج خانوم!! بعد يك ربع آخ و اوخ و آه و اوه، پسره عرق ريزان بلند ميشه، خيلي ناراحت و دمغ ميگه: عزيزم، به خدا اگه ميدونستم پرده داري، بهت دست نميزدم!! دختره هم با هزار بدبختي بلند ميشه ميگه: آره نكبت! منم اگه ميدونستم ميخواي همچين كاري باهام بكني، لااقل شلوار ليمو در مياوردم!!!
42- ترکه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت صحنه بهش ميرسونن که: جواب خياره، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. ترکه ميگه: بابا اين عجب خيار گندهايه!!!
43- يك خانمي ميره دكتر زنان، ميگه: آقاي دكتر من ترشح رَحِم دارم. دكتره ميگه: خانم اصلاٌ مهم نيست، من براي شما يك نسخه مينويسم، مصرف كنيد سريع خوب ميشيد. وسطهاي نسخه نوشتن، يهو از خونة آقاي دكتر زنگ ميزنن كه آقا واسه تعمير پاركينگ مصالح تموم شده، فلان قدر آجر و بهمان قدر ماسه و بيسار كيلو هم سيمان بفرستيد. دكتره هم براي اينكه يادش نره، اينا رو گوشة نسخة خانوم مينويسه. خلاصه زنه ميره داروخونه، نسخشو بگيره، دكتر داروساز (كه به ضرورت جُكي(!) ترك هم بوده!) يك نگاه به نسخة خانم ميكنه، ميبينه گوشش نوشته: سيمان - ماسه - آجر! از زنه ميپرسه، ببخشيد، ميتونم بپرسم مشكل شما چيه؟ زنه ميگه: والله اقاي دكتر من ترشح رحم دارم. تركه يك نگاه ديگه به نسخة خانوم ميكنه، با قيافة گرفته ميگه: خانوم نميخوام ناراحتتون كنم، ولي اينطور كه از نسختون معلومه كار از ترشح گذشته، به گمانم سقف كستون ريخته!!!
44- يك خانمي يك سگي داشته به نام توتر. يك شبي ايشون (منظور خانومست نه سگه!) خوابيده بودن، كه يك بابايي مياد تو خونه دزدي. خلاصه يارو همة خونه رو ميگرده و محض رضاي شيطان، يك آفتابة بدرد بخور هم پيدا نميكنه! جناب دزد خيلي شاكي ميشه، آخر ميره تو اتاق خواب ميبينه، يك خانم نسبتاٌ پا به سن گذاشتهاي رو تخت خوابيده. با خودش ميگه: كسعمش! حالا كه قراره دست خالي برگرديم، لا اقل بگذار يك حالي بكنيم! خلاصه ميپره رو زنه و يالله مشغول كار خير ميشه. زنه هم تو همون حال خواب و بيدار، داد ميزنه، تــــوتــــر! برو تـوتـر! دزده بدبخت عرق ريزان ميگه: آبجي والا ديگه ازين توتر نميره!!!
45- يك بابايي يك طوطي ميخره، هنوز يك هفته نشده طوطيش مريض ميشه ميافته گوشة قفس. خلاصه يارو طوطي رو ورميداره ميبره پيش دامپزشك، اونجا هم جناب دامپزشك (به عادت مالوف علم دامپزشكي) يك درجه ميكنه به ماتحت طوطي كه درجة بدنش رو بفهمه. همچين كه درجه رو فرو ميكنه ،يهو طوطيه كلي حال ميكنه و خلاصه ازون روز به بعد كار و زندگيش شده بوده اين كه خودش رو بزنه به مريضي تا ببرنش پيش دامپزشك و اونجا درجه به كونش كنند و اين حال كنه!! خلاصه يك مدت ميگذره، يك شب جناب صابطوطي تو خونش مهموني داشته، يك جناب سرهنگي هم جزو مهمونا بوده. وسطهاي مهموني، طوطيه مياد از سرهنگه ميپرسه: اينا چيه رو شونت چسبوندي؟ سرهنگه ميگه: اينا درجس. طوطيه ميگه: اِاِ..؟ بكنشون تو كونت، اونقده حال ميده!!!
46- ترکه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!!!
47- بعد از عمري داريوش مياد ايرن، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خياي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!!!
48- لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگي ياد بگيره، جلسة اول از معلمش مي پرسه: اين چراغ رنگيه چيه؟! يارو مياد سركارش بگذاره، ميگه: اين چراغ راهنماييه؛ وقتي سبزه يعني اهل تهران برن، وقتي زرده شهرستانيها و قرمز هم مال لراست! خلاصه اين جريان ميگذره و لره هم امتحان ميده وقبول ميشه، روز اول ميشينه پشت ماشين و ميرسه به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد ميكنه. افسره داد ميزنه: راننده پيكان، بزن كنار! لره سرشو از پنجره مياره بيرون، داد ميزنه: لـُــرُم... مـــا لـُـــرُم!! افسره يك نگاه ميندازه، ميگه: باشه بابا...برو...برو!!!
49- تركه بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميگذاره: پسفطرت!
50- بچه خوشگله موبايل بسته بوده كمرش، قزوينيه ميبينه، ميگه: وااااي! ببم جان براش اِفاِف هم گذاشتي؟!!
51- عربه گلوش پيش يك دختره گير كرده بوده، منتها دختره هچ رقم با عربه حال نميكرده و طرف هرچي ميومده خواستگاري، دختره هربار يك بهانة تخمي ميگيرفته و جواب رد ميداده. خلاصه آخر باباي دختره ميگه: ببين دخترجان، من ديگه روم نميشه واسه اين بدبخت يك دليل بيخود سرهم كنم. خودت بشين باهاش صحبت كن، بهش بگو مشكلت چيه. خلاصه دختره و عربه رو ميشونن تو يك اتاق، دختره ميگه: شوهر من بايد پنج تا قصر برام بخره! عربه ميگه: چِشم عرب كور، ميخره! دختره ميگه: شوهر من بايد يازده تا بنز آخرين سيستم زير پام بگذاره. باز عربه ميگه: چشم عرب كور، ميگذاره! دختره ميگه: شوهر من بايد از گل نازكتر بهم نگه. عربه ميگه: چشم عرب كور، نميگه. خلاصه دختره هرچي ميگه، عربه قبول ميكنه، آخر دختره شاكي ميشه، ميگه بگذار يك چيزي بگم كه عمري نتونه، ميگه: شوهر من بايد معاملش يك متر و سي سانت باشه! عربه خيلي ناراحت ميشه، يكم من و من ميكنه، آخر سرشو تكون ميده، يك آهي ميشكه، ميگه: چشم عرب كور، ميبره!!!
Sex به چه معنی است .
سکس !
نگين يه وقتا ! جوونمون رنگ به رنگ مي شه ! سرخ و سفيد مي شه ! آخه اين کلمه رو فقط تو اينترنت ديده و يواشکي با دوستاش شنيده . حالا که بهش احتیاج داره ، در به در دنبال اطلاعاته . اما کجا بگرده دنبالش ؟ بي ادبيه که بابا ! به کي بگه ؟ خجالت مي کشه . اگه بره کتابفروشي که سکته رو پياده شده ! اگه بره پيش ماماني که ... ! اما نه ، ميره آموزش تصويري در ۲۴ ساعت ! يا آموزشگاه ٪۹۹ تضميني قلي و رفقا !
آيا آموزشگاههاي فوق کافی و اصولي هستن ؟ چرا کلمه سکس ، زشت جا افتاده ؟ چرا بيانش واسه یه جوون ايراني ، باعث خجالته ؟
اينقدر نوشتم سکسکم گرفت ! واي جوونمون رنگ به رنگ شد !
what time is it ? Rahman
وقت طلاست
بچه های عزیز لطفا این جک ها را کپی و در برنامه word .paste کنید .
[+] نوشته شده توسط رحمان ناسی; در | |
PMN Exclusive: T.A.T.U - Dangerous And Moving Year: 2005
09tatu-we_shout.mp3 29-Aug-2005 Size: 4.0M
آلبوم جدید سیاوش قمیشیبا سلام خدمت شما دوستان عزیزالبوم جدید سیاوش قمیشی بالاخره وارد بازار شد
که ما این البوم را به صورت کوتاه برای دانلود گذاشتیم که به زودی این البوم جدید
را به صورت کامل در دسترس شما قرار میدهیم. با تشکر
1-Boosaye Baad
2-Garye Kon
3-Panjereh
4-Tassavore Kon
5-Mahboobaye Shab
6-Hanooz
7-Yaade Man Baash
8-Boosaye Baad (Club Mix)
موزیک در خواستی
با سلام خدمت شما امروز براتون ۴ تا موزیک ویدیو درخواستی برای دانلود گذاشتم که دانلود کنید
Eminem
Christina
سلام به دوستان عزیز اینم یک ویدئو بسیار زیبا از christina aguilera به نام Come On Over Baby که درخواستی بود و می تونید دانلودش کنید
[+] نوشته شده توسط رحمان ناسی; در | |
|
|
| |||
|
|
| |||
[+] نوشته شده توسط رحمان ناسی; در | |
عکسی از دو تا عاشق
برای دوس عزیزم ...
واي بر من، گر تو آن گم كرده ام باشي.
كه اين سو دستها خشكيده،دل مرده،به ظاهر خنده اي بر لب
و گاهي حرفهاي پيچ در پيچ و هم هيچ
و گهگاهي دو خط شعري كه گوياي همه چيز است و خود ناچيز
واي بر من، گر تو آن گم كرده ام باشي
كه بس دور است بين ما كه آن سو كه آن سو نازنيني غنچه اي شاداب و صدها آرزو بردل!
دلي گهواره عشقي كه چندي بيش نيست شايد
و از بازيچه بودن سخت بيزار است
واي بر من گر تو آن گم كرده ام باشي
كه بس دور است بين ما و عاشق گشتن و عاشق نمودن سخت دشوار است
واي بر من، گر تو آن گم كرده ام باشي…. .

|
خدای من...
نغمه های عاشقانه.
صدای پای عشق
تقدیم به همه اونای که عاشقن |
امروز رو نمیتونم فراوش کنم تا وقتی که زنده ام میدونید چرا؟
من نمیگم چون تاقتش و ندارم برید از خودش بپرسید که چرا؟![]()

سلام
نمي دانم برايتان چگونه از خلقت زن بگويم خداوند خالقيست بي همتا که آفريد زني را در زمين به نام حوا و مردي را نهاد به نام آدم .عشق آدم از زماني شروع شد که حوا را با بينايي کامل ديد حوا عشق را به آدم نشان داد و آدم عاشق شد. از آن روز بود که عشق آدم براي تمامي مردان الگو شد.
و شما مردان بر روي زمين زنان را يافت مي کنيد براي عشق به آنها پس زنان عاملي هستند براي عشق نمي توان عشق هم جنس به هم جنس را زيبا شمرد خداوند در عشق زن و مرد زيبايي نهاد که در هيچ عشقي يافت نمي شود و زنان هستند عاشق ترين عاشقان. خداوند در خلقت زني زيبايي به کار برد که در تمام امورش آن را به کار گرفت در علم در جنگ در شعر در عشق در هم خوابي و اين مردان هستند که براي به دست آوردن ابن نعمت با شکوه زمين را بايد زير پا بگذارند پس زنان را کوچک ندانيد شما اي مردان پست (دور از جون شما که داريد مي خونيد) به زنهايتان خيانت نکنيد اگر زنان خيانت بينند مي توانند بزرگ ترين خيانت گران باشند زنان در هر چيز مي توانند بهترين و بد ترين باشند پس شما نمي توانيد زنان را خار بدانيد زنان زيباي خفته اند هم از نظر ظاهر هم از نظر باطن پس زنان را خار ندانيد اي مردان خار(دور از جون شما که داريد مي خونيد )
راستی آقایون شاکی نشید آبدیت شد برید سر بزنید.
[+] نوشته شده توسط رحمان ناسی; در | |
به دنبال محبت بودی ای یار دلت با بی وفایی شد گرفتار
تورو من هر چی آزردم به روزت هر چی آوردم
تو باز عاشقتر از پیشی داری عاشقتر هم میشی
تو کارت مهربونی بود تو عشقت آسمونی بود
من که همه فکرو حواسم تویی اونی که یه عمری می خواستم تویی
تویی که نه فکرت نه حواست منم خستگی عشق تو مونده توی جونو تنم
من که همه دارو ندارم تویی اونی که میخوام تنها نذارم تویی
تویی که نه داشتی و نه داری منو تنها گذاشتی و بازم تنها میذاری منو
بی تو این زندگی پوچ چه سود سینه با یاد تو بود و دل به امید تو بود
چشم سیاه تو و افکار من ریخته در زلف شب تار من
عشق که از دولتی اسم توست گم شده در این دل تبدار من
منم که خوب میفهممت غصم میگیره از غمت
منم که خنده رو لبام می شینه تا می بینمت
دوستت دارم هر روز شب گفتم نکردی باورم
یکبار حتی بی وفا نشنیدم از تو آخرم
منرا تو نگر ز چشم غمخوار دیوانه خود دیو مپندار
منرا تو مخوان غریبه ای یار این عشق مرا حقیر مشمار
چه زود گذشت چند لحظه با تو بودن اما چه دیر میگذره لحظه های تنهایی
یه شب توی خوابم دیدمت از اون به بعد هرشب به امید دیداری دوباره با تو چشمانم را بر هم میگذارم
اما انگار دیگر تو مرا لایق دیدار حتی در خواب هم نمیدانی... دیگر در کوچه پس کوچه های رویاها
هم تورا نمی یابم دیگر حتی نمیتوانم صدای زیبای قدمهایت را در عالم رویایم بشنوم تنها جاهایی کــــه
هر روز تورت بیشتر از قبل احساس میکنم یکی اطاقک تاریک قلبم است و دیگری باغ زیبای خاطرات
جای خالیت هر روز بیش از پیش در میخانه عاشقان خالیست... جامت را کنار گذاشته ام مهربانم تا
لحظه ای که باز گردی...
کاش باز میگشتی ای مهربون چرا با من اینگونه کردی نا مهربون؟
هرچه را میشکنی تو بشکن دیگه قلب دیوانه مرا چرا؟! لااقل این یکی را نشکن
مینشینم به انتظارت تا همیشه دیگه بدون تو زندگی هم زندگی نمیشه
خیلی دوست دارام بیشتر
از آنچه که خودت فکرشو میکونی
http://18sale.com/video-clips/i-miss-u.htm
http://18sale.com/video-clips/fire.htm
http://18sale.com/video-clips/lat.htm
http://18sale.com/video-clips/nazy.htm
http://18sale.com/video-clips/love.htm
http://18sale.com/video-clips/broken-heart.htm
[+] نوشته شده توسط رحمان ناسی; در | |
تو را به ضیافت ترانه هایم خواهم برد
و آنقدر برایت خواهم خواند تا
اطمینان کنی تمامش برای تو است و بس
آری
همنفس تمامی لحظه هایم خواهی بود
تویی که که بغض را در گلویم
همیشه برایت پنهان
می کنم
شاید روزی در آغوش تو
بغضم را بشکنم
و فریاد کنم تو را و خود را
در آغوشت
گم
آری دوستت دارم
و اما عشق
زيباترين کلمه از دفتر زندگی

[+] نوشته شده توسط رحمان ناسی; در | |